تبليغاتX
یقین صادق

یقین صادق

هو العادل

حدود 10 روزپیش نامه‌ای در خبرگزاری مهر منتشر شد بنام جمعی از دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام که در آن نامه حضرت آیت الله مصباح یزدی را مورد خطاب قرار داده بود،حال این نامه توسط چه کسی نگاشته شده و به چه پشتوانه‌ای اینچنین در خبرگزاری مهر نشر یافته، ما را به جیب تفکر فرو برد،هرچه گفتیم چه کسی این نامه را نوشته گوش کسی بدهکار نبود و طفره میرفتند،حال آنکه دانشجویان دانشگاه ما از این اقدام بسیار ناراحت بودند، و مطمئنا از سوءاستفاده از هویت حقوقی جمعی خود توسط عده‌ای بسیار کوچک ناراحت...

فردای انتشار نامه،بنده صبح به دفتر آیت الله مهدوی کنی مراجعه کردم،و سعی داشتم با ایشان در این باره صحبت کنم،که مسئول دفتر نگذاشتند و فرمودند جلسه‌ی هیئت رئیسه میخواهد شروع بشود،من هم آمدم دم در دفتر که ناگهان رئیس دانشکده‌ی فرهنگ و ارتباطات را دیدم! سریع سلام و علیکی کردم و پرسیدم که شما هم به جلسه میروید؟

ایشان گفتند بله.

من هم گفتم عرض کوچکی با حاج آقا داشتم،اگر امکانش هست به گوش ایشان برسانید و ایشان صحبت های بنده را گوش دادند و شنیدند که جمعی به نام حمایت از جبهه‌ی متحد به تخریب جبهه‌ی مقابل می‌پردازند و دانشجویان از این حرکت بسیار خشمگینند و حتی تر نام خود را نیز منتشر نمی‌کنند،برگه‌ی کوچکی هم حاوی خلاصه‌ی صحبت هام دادم که به حاج آقا بدهند،ایشان گفتند چشم و حتما در جلسه مطرح می‌کنم.

اما بعد ظهر شد و موقع نماز که پیامکی از معاونت دانشجویی دانشگاه منتشر شد که حاج آقا پس از نامه‌های سرگشاده و تخریبی بی‌نام و نشان ابراز ناراحتی کردند و دستور پیگیری دادند که با چنین حرکاتی برخورد بشود و هرکس حرفی میزند پای حرف خود بایستد و از کسی نهراسد،خلاصه همان تکه کاغذ حاج آقا را با خبر کرد و سبب شد موضع گیری کنند...

امابعد...

در کمال تعجب شاهد بودیم نامه‌ای دیگر در ادامه‌ی نامه‌ی قبلی دیروز از خبرگزاری مهر منتشر شد! و فقط اینبار اذعان شده بود که اسامی در خبرگزاری مهر موجود است!

چند نکته پیش می‌آید:

- منتشر کنندگان نامه از چه میترسند که نام خود را منتشر نمی‌کنند؟با توجه به اینکه مسئولین کمیته‌های دانشگاه پیرو حاج آقا هستند و طرفدار گفتمان اتحاد! پس خطری از این حیث ایشان را تهدید نمیکند!

- تعداد ایشان آنقدر کم و ناچیز است و هیچ شخصیت مطرحی در بین ایشان نیست که جرئت کنند نام خود را بگویند تا هویت جمعی ایشان به عده‌ای بسیار کوچک تقلیل یابد و به چند فرد که از شذوذات دانشگاه هستند...

- اصلا اینان دانشجوی دانشگاه ما نیستند،و خبرگزاری مهر اخلاق خبری را رعایت نکرده است!

امابعدتر...

پس از انتشار نامه اول و عدم یافتن نگارنده‌های نامه و سکوت خبرگزاری مهر نسبت به موضع گیری حضرت آیت الله مهدوی کنی و همچنین یادداشت حاج حسین شریعتمداری در اینباره و حمایت دانشجویان دانشگاه تهران از آیت الله مصباح یزدی،چند تا از بچه های دانشگاه طاقت نیاوردند و نامه‌ای به مناسبت شهادت شهید مطهری به استاد مصباح یزدی نگاشتند و حمایت خود از مواضع ایشان اعلام داشتند و برائت خود را از آنان که هویت ایشان را جعل کرده‌ و آداب را محضر حضرت استاد رعایت ننمودند،که از غروب تا نماز طهر فردایش 500 امضا پای نامه خورد! حال آنکه دانشگاه ما از ابتدای تاسیس تا الان حدود 5000 نفر دانشجو داشته! و الان هم حدود 1000 نفر مشغول تحصیل! تقریبا هرکس نامه را خواند پایش را امضا کرد به جز عده‌ای بسیار قلیل(حدود 60 نفر)،و الباقی دانشجویان هم که نامه را ندیدند ابراز ناراحتی کردند که چرا انقدر دیر و کاش نام ما هم پای نامه بود و الخ،پس از انتشار نامه در رسانه‌ها ...

متن نامه بعلاوه‌ی اسامی امضاکنندگان برای رسانه‌ها ارسال شد و همینطور به خبرگزاری مهر!

اما ایشان خبر را منعکس نکردند! حال آنکه اینبار دانشجویان دانشگاه و با هویت جمعی و روح کلی حاکم بر ایشان پای نامه را امضا نموده بودند!

از خبرگزاری مهر خواهشمندیم که هرچه سریعتر نامه را منتشر سازد و از دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام مراتب عذر خواهی را بجا آورد،در ضمن ایمیل زیر به مدیرعامل خبرگزاری مهر و چند بخش دیگر این خبرگزاری ارسال شد... اما این خبرگزاری از انتشار این نامه خودداری نمود...



برچسب‌ها: رضا مقدسی, جبهه پایداری, جبهه متحد, آیت الله مهدوی کنی, آیت الله مصباح یزدی, نامه دانشجویان دانشگاه امام صادق به علامه مصباح, دانشجویان دانشگاه امام صادق, خبرگزاری مهر
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:24 ] [ یقین ] [ ]

هوالعالم     

     

نشریه‌ای برای اولین بار توسط یکی از دوستان عزیزم چاپ و نشر یافت به نام وحدت کلمه وگویا در بعضی محافل و نماز جمعه پخش شد،بگذریم از امور حاشیه ای؛که آرم دانشگاه امام صادق علیه السلام درج شده بود و نام نشریه که بنام گاهنامه‌ی دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام که به مخاطب خارجی اینگونه مینماید که گویا این نشریه نظرات دانشجویان این دانشگاه است و...

بگذریم که می‌‌دانیم عده‌ی قلیل حامی این گفتمان در دانشگاه هستند،و بگذریم که این نشریه مجوز چاپ در خارج از دانشگاه را نداشت...



برچسب‌ها: وحدت کلمه, جبهه پایداری, جبهه متحد, مجمع تشخیص مصلحت, امام خامنه‌ای
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 6:2 ] [ یقین ] [ ]
بسم الله

                  

چند نکته‌ی کوتاه فقط و فقط بسبب رد مظالم و زکات تماشای این فیلم:

 بروم سر اصل مطلب: بازی خوب بگوییم برای لیلا حاتمی و بهداد... قبول... در برابر و یا ادامه‌ی جدایی نادر از سیمین با رویکردی متفاوت ولی شبیه سازی شده... قبول... بنده با این مسائل کاری ندارم فعلا؛ الان فقط میخواهم به سبک سازی و الگوسازی این فیلم و تاثیرش در جامعه اشاره‌ای بکنم:

صفر) داشتن قصه‌ی بسیار ضعیف، روش بیان مستقیم نکته‌های هنجارمنشانه که نشان آداب انسانیست،از قوت هایی که این فیلم در بخش های دیگر دارد می کاهد.

یک) معلم خانگی پسر نارنجی پوش و نوع نگرش ایشان به حیات! و صاحب فن بودن به علم جریان انرژی در محیط با توجه به چینش اشیاء ؛ ناکامی وی در رابطه‌ی زناشوئی و عدم تعامل وی برای فکر به ازدواج،و مشغول کردن خودش به امور دیگر و خوب بودن با اطرافیان...

دوم) یک فیلم هم که درباره‌ی کارکنان زحمتکش شهرداری ساخته میشود،وضع معیشت ایشان را گل و بلبل نشان میدهد! و با توجه به سفارشی بودن فیلم برای فرهنگ سازی پاکیزگی،اصلا دغدغه هم ندارد که بخواهد بگوید،اما نکته‌ی مثبت در این زمینه نشان دادن کرتمت انسانی این قشر عزیز و زحمتکش بود...

سوم) مثل اکثر فیلم های فیلمسازان کشور اسلامی‌یمان شاهد زندگی‌ای سکولارمنشانه هستیم و خیلی زیبا کارگردان این امر را با قرآن برای از زیرش رد شدن در سفر نشان میدهد،و هدف و آرامش را پاکیزگی ذهن و محیط مینامد و فنگ شوئی الگوی کار شهرداری و انسان های دغدغه مند قرار می گیرد!!!

چهارم) رابطه‌ی بهداد و حاتمی چونان رابطه‌ی نادر و سیمین است فقط با این تفاوت که این یکی بسیار ضعیف و روبنائی شخصیت پردازی شده و اصلا قابل قیاس با فیلم جدیه جدایی نیست(از لحاظ فیلمنامه نویسی)...

پنجم) برخورد سیاسی اهالی کافه سینما را ببینید در رای دادن هایشان به قلاده ها و این فیلم،و گرایش سیاسی ایشان را،برای آنان که ادعا دارند حرفه ای اند و کاری با گرایش ها ندارند.

ششم) فیلم را در سالن اصلی اریکه مشاهده نمودم و جمعا فکر کنم 10 نفر در سالن حضور داشتند!! و در جشنواره یکی از دوستان تعریف میکرد بعد از فیلم که کف سالن را میدید پر از آشغال و پوست تخمه بود!! خودتان فکرش رابکنید!!

هفتم) موسیقی متن فیلم و رپ خوانی نارنجی پوش ها نیز ...

هشتم) جدا انسان ناراحت و غمگین میشود که چگونه پول بیت المال مسلمین به نام فرهنگ سازی شهرنشینی به ترویج سبک زندگی سکولار و غرب‌زده و شرق‌زده خرج می‌شود و هر لحظه از نگرش معرفتی دور می‌شود.

(با عرض پوزش اصلا علاقه ای به تحلیل سکانس به سکانس این اثر ندارم،زیرا که وقتم را ارزشمندتر از آن می‌دانم که به چنین امر بیهوده‌ای پرداخته شود.)

یاحق


برچسب‌ها: نارنجی پوش, جشنواره فیلم فجر, نقد فیلم, نقد نارنجی پوش, سینما انقلاب
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 19:40 ] [ یقین ] [ ]
بسم الله

سلام خیلی خجالت کشیدم وقتی متن زیر را خواندم...

مثلا ادعای حمایت از ولایت را دارم یا خود را محب حضرت آقا میدونم و حتی تر مطیع امر ایشان...

یاد نمازهایم و پایبندی ام به نماز که می افتم...

شرمنده ام آقا جان...

                                                 

امروز در كشور ما اين جهات قابل مقايسه‌ى با قبل از انقلاب نيست. شماها اغلب قبل از انقلاب را يادتان نيست. عجيب بود! هم اينجا، هم بعضى جاهاى ديگر. ما عراق رفته بوديم، يك سفر عتبات مشرف شديم، هر كار كرديم براى نماز صبح، توقف نكرد؛ يعنى اصلاً نميشد؛ جورى تنظيم كرده بودند كه نميشد. و بنده مجبور شدم از اواخر قطار - كه نزديك ايستگاه يا اوائل ايستگاه بود - خودم را از پنجره بيندازم بيرون، كه بتوانم نماز بخوانم؛ چون در داخل قطار كثيف بود و نميشد نماز خواند. به هر حال، اين چيزها هيچ رعايت نميشد. حالا خيلى تفاوت كرده؛ منتها بيش از اينها انتظار هست. اهميت نماز بايد معلوم باشد.

بيانات امام خامنه ای در ديدار شركت كنندگان در هفدهمين اجلاس سراسرى نماز 29/8/87

برچسب‌ها: نماز, امام خامنه ای
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 21:51 ] [ یقین ] [ ]

بسم الله

                                   

از جشنواره فاصله گرفته ایم و کم کم فیلم ها دارند بروی پرده ها میروند،قلاده ها بروی پرده رفته و فعلا پیشتاز است در بدست آوردن گیشه ها،حال به هر دلیلی که در این مقال دنبال آن نیستیم،تعریف ها از این فیلم بسیار زیاد بوده و کسی را هم ندیدم که نقد تکنیکی ای به این فیلم وارد کند،لذا آنچه بنظر بنده رسیده است درباره ی فیلم عنوان میکنم:

- هردوبار که فیلم را دیدم جدا بسیار ناراحت و غمگین شدم،بسبب یادآوری خاطراتی که از آن دوران ها بوده در ذهنم،شبهای شلوغی در شهرک غرب و بحث های طولانی و همراه باغیظ هم محله ایها و حتی به قصد کشت زدن همدیگر ها را بسبب شبهاتی را که آقایانی مطرح کرده بودند و پوشش رسانه ای،ماهواره های فارسی زبان و ...

- از داستان واقعیه بمب گذاری که در فیلم آورده شده بود که بگذریم ادامه ی فیلم دارای قصه بود البته در بازه های زمانی مشخص که داستان فیلم را به مستند شبیه می ساخت،داشتن قصه و معما گونه بودن فیلم نقطه ی قوتی برای فیلم به حساب می آید و از چندتن از بچه هایی که 24 و فرا از زندان و امثالهم را دیده بودند نظر پرسیدم واقعا از داستان امنیتی فیلم لذت برده بودند در ژانر امنیتی-پلیسی فیلم...

- با اشارات بالا مشخص شد که اگر نقدی باشد به نحوه ی روایت داستانیست که جریان دارد و مثلا برخی می گویند که بسیج همه چیز را جمع کرد و یگان جرئت و توان مقابله را نداشت،برخی میگویند قرارگاه ثارالله بود و اطلاعات هم زیر نظر آنان کار میکرد و حتاتر بسیار گندزدن در وزارت...؛ از این ها که بگذریم مساله ای که جلب توجه میکند تاثیر انگلیس در فتنه میباشد و هیچ اثری ما از سرویس های امریکا و یا اسرائیل نمی بینیم گویی فقط و فقط کشورهایی که سفارت دارند در ایران امکان فعالیت دارند و قلاده ی طلا مختص ام آی سیکس میشود...

- فیلمی که داعیه دار شرح اوضاع می باشد باید کمی هم به عوامل سیاسی اجتماعی شخصیت های کاریزماتیک جریان فتنه هم اشاره میکرد و رابطه ی ایشان حداقل با همان سرویس های امنیتی که در داستان فیلم هستند...

- نشان دادن فائزه هاشمی و آن بخش ها از سخنان احمدی نژاد درباره ی خاندان هاشمی و تیکه هایی از قبیل من که بابام رئیس مترو نیست و عالیجناب عصبانی شدند از مناظره و آقازادشون خبررسان بودند و ... همه و همه نشانگر این است که دیگر هاشمی و خانواده اش خط قرمز نیستند و آبرئیشان نیز آنچنان اهمیتی ندارد و حالا که قوه ی قضائیه کاری نمیکند برای ایشان! پس سینماگران بر خود مجاز دانسته تا خرابکاری های ایشان را یادآوری نمایند و ...

- این فیلم بر خلاف جریان غالب حاکم بر سینما جریان یافته و موج خروشانی هم راه انداخت،از صداهایی که از کافه سینما و خانه سینما راه افتاد و انتلکتوئل ها،ولی حقیقتا برای کارگردان و فیلم سازان سخت نبوده است زیرا که پشتوانه ی ایشان نه اهالی سینما بلکه سیل خروشان مردم مسلمان و اهالی نه دی بوده اند که کل سینما را اگر اراده کنند بنیانش را بر میکنند، چه آنکه بخواهند از فیلمی حمایت کنند...


اللهم اهدنا الصراط المستقیم


پس پانوشت:

نکته ای که کمتر دیدم در نقدها یا اصلاً ندیدم سیر از رنگ ارغوانی تا رنگ طلایی بود؛منظورم اینه در کنار سیر ساخت فیلم های امنیتی-اطلاعاتی که به شدت شتاب گرفته حتی در صدا و سیما، نکته ی دیگر توجه به ابعاد روانشناختی و روانشناختی اجتماعی و جامعه شناسی است. خیلی خوشم نمیاد از اینجور گفتن و استفاده از ادبیات غربی

اما این را که می گویم مال غرب نیست مال خودمان است و این نکته را شاید در به رنگ ارغوان در بهترین حالت دیدم؛ نکته این است:
ذبح عامل یا انسان به پای ساختار و نهاد. نکته ای که به نظرم حاتمی کیا خوب به تصویر کشید و اکنون هم طالبی. نهادها و سازمان های ما مخصوصاً نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به خاطر شدت بیشتر وجه تشکیلاتی و ساختاری شان دچار نوعی آدم کشی شده اند... نوع ذبح نیروی انسانی؛ این به معنای تبرئه ی عوامل و انسان ها نیست بلکه آفتی است که بعد از انقلاب به شدت دچارش شده ایم و همه ی آشنایان به فضاها و عرصه های اجتماعی معترفند که مجموعه های مستقل و غیردولتی به مراتب کارایی بیشتری نسبت به مجموعه های نهادی و دولتی دارند.
در واقع ما در سیر از انقلاب و نهضت به سمت نهادسازی و نظام سازی آنطور که باید موفق نبوده ایم
در فیلم قلاده های طلا هم می بینید که عناصر اطلاعاتی نفوذی و یا مشکل دار و یا کمتر هماهنگ، ریشه مشکلاتشان در همین بی توجهی به عوامل و ریشه های روانشناختی شان بود...



برچسب‌ها: قلاده های طلا, سینما انقلاب, نقد فیلم, جشنواره فیلم فجر
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 14:13 ] [ یقین ] [ ]
درباره وبلاگ

...اللهم اني اسئلک ايمانا تباشر به قلبي و يقينا صادقا حتي اعلم انه لن يصيبني الا ما کتبت لي و رضني من العيش بما قسمت لي يا ارحم الراحمين
(فراز پاياني دعاي ابوحمزه‌ي ثمالي)
پيوندهای روزانه
امکانات وب